تبليغاتX
پخته پرانک
 
پخته پرانک
 
 
در گسترۀ طنز و طنز شناسی
 

چپات کاری

 فتح خان وقتی به منزلش وارد شد، دید که زنش خاک حویلی را بر سرش باد می کند و چیغ می زند. از سراسیمه گی تربوز زیر بغلش را دور انداخت و فریاد زد:

ـ باز کی مرده؟!

ـ تومُردی، برو کفنت را بخر!

ـ اگر خریدم به هردومان می خرم، بگو چه شده؟


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم تیر 1388ساعت 1:57  توسط احسان الله سلام  | 

فرهنگ فرنی

ـ دیروز کجا بودی؟

ـ دور از جانت به محفل یکی از نامزدان ریاست جمهوری رفته بودم.

ـ قصه کن، برنامه هایش را بیان کرد یا نه؟

ـ به زور خدا، برنامه هایش بسیار شفاف، رهگشا، عالمانه و مزه دار بودند.

ـ در کدام بخش ها؟


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  چهارشنبه سوم تیر 1388ساعت 2:14  توسط احسان الله سلام  | 
 
  بالا