|
پخته پرانک
|
||
|
در گسترۀ طنز و طنز شناسی |
لشمک و پشمک
هیئت مذاکره کنندۀ پشمستان وارد جلسه شد. دیپلماتان و سیاستمداران لشمستان با خارش ها و مالش های ملی و پیشکش حلوای پشمک، از هیئت استقبال کردند.
داکترماش گل خان رئیس هیئت لشمستان ریسمان سخن را به دست گرفت و بعد از خوانش بیانیۀ چربودار، رویش را به سوی ملا نخودزی ـ سرکردۀ هیئت لشمستان ـ برگرداند و گفت:
ـ خوشحالیم که امروز با «نیروهای معتدل» کشور پشمستان باب قیل وقال را می گشاییم. آرزومندیم که لشمک ها و پشمک های وطن پرست و برادربتوانند با هم به صلح دست یابند.
ملا نخودزی با چپلکش بر میز مذاکره کوبید و فریادزد:
ـ ماش گل خان! در تنور سرد کلچه می پزی؟ مثل این که مامور هواشناسی هستی. دنبال پیشگویی اوضاع جوی نرو. اول شرط های ما را بشنو؛ اگر به جانت چسپید، درجه حرارت مان را پایین می آوریم، در غیر آن یک سانتی گراد به عقب نمی رویم.
داکترماش گل، جلوی حرف نخودزی لول خورده گفت:
ـ بفرمایید! گوش می کنیم و برای رد و قبول آن نظر می دهیم.
ـ پیش از همه در قانون اساسی تان به جای دموکراسی بنویسید: پشموکراسی.
ـ غم نخور. «دمو» را پنسل پاک می زنیم، به جایش می نویسیم:«پشمو.»
ـ واکسین فلج دختران را کشف کنید، یا به زنان امر کنید که دختر نزایند.
ـ فکرش را نکن. به زنان هدایت می دهیم که یا بچه بزایند و یا پیرزن.
ـ به جای مکتب های دخترانه، کارخانه های پشم ریسی اعمار کنید.
ـ وقتی کسی دختر نزاید باز به مکتب دختران چه حاجت.
ـ تمام سرک های قیرریزی شده، نمدپوش شوند تا صدای پای سیاسران، محیط زیست را آلوده نکند.
ـ در این باره چرت نزنید، اگر جامعۀ جهانی نمد نداد، به زنان امر می کنیم، پای لچ گشت وگذار کنند.
ـ به جای وزارت زنان، وزارت امورهیزکان؛ و به عوض وزارت شهرسازی، وزارت نرسازی در تشکیل دولت گنجانیده شود.
ـ احسنت! نرگفتی و نرسفتی!
ـ تمام کوسه های لشمستان به چین و جاپان تبعید شوند، تا در شناخت ریشدار و بی ریش اشتباه نکنیم.
ـ برای تان اطمینان می دهیم، تا شما به لشمستان قدم بگذارید، کوسه ها در یک شب ریش می کشند. اگر بازهم نکشیدند، دستور می دهیم بی تنبان، سر به تالاق راه بروند.
ـ آرایشگاه های شهر به «خارشتون» تغییرنام کنند و در آن ها خارشگران زلف دارپشمستانی استخدام شوند.
ـ درست می فرمایید. برای رسیدن به صلح، به آرایش نه که به خارش نیاز داریم.
ـ آن عده قلم های که در قلمدانی آزادی بیان خوابیده بودند، برای کشیدن بند تنبان، به اهالی پشمستان سپرده شوند.
ـ به «ادارۀ ایزارکشی» فرمان می دهیم. از همین لحاظ قانون رسانه ها را قبول نکردیم.
ـ دروازۀ پوهنتون را قفل کنید.
ـ نه نه، این شرط شما مخالف قانون اساسی است. قبول نداریم.
ـ پس برای جلوگیر ی از فساد، دروازۀ دانشگاه را تخته کنید.
ـ تخته می کنیم. با قانون اساسی مان مغایرت ندارد.
ـ آن عده از پشمک های میانه رو ما که نیکر دموکراسی پوشیده اند و در میان لشمک های شما با نکتایی خودشان را خفک کرده اند، باید تنبان امارتی بپوشند و در میدان درآیند.
ـ دل نزنید، تنبان های شان در زیز قول شان استند. تا درآیید، می درآیند.
ـ به جای نشان دولتی امیر امان الله ، نشان ملی ملادادالله، تصویب و منظور شود.
ـ حق با شماست. ما برای «ملت شدن» به این نشان ضرورت داریم!
ـ بعد از این ملاقات، اگر کسی نام بچۀ لادن را بر زبان جاری می کند، نخست باید هفت بار دهنش را با جاروی شاروالی بشوید.
ـ از این چه بهتر!یک تیر و دو فاخته، هم دهن مردم پاک می شود و هم جاروی شاوالی.
ـ عکس های مولانا فضلو و قاضی پشمو در گالری ملی آویزان شوند.
ـ دل نزنید! وقتی که تصویر مولانای روم را کشال می کنیم، چراعکس های قاضی و مولانای خودمان را نیاویزیم. اگر شما بخواهید، حتا خودشان را در گالری، زنده نمایش می دهیم.
ـ به آنانی که در جهت پیروزی آرمان های پشموکراسی، روده های شیرین شان را تیت و پاشان کرده اند، لقب قهرمان ملی داده شود.
ـ خاطر جمع باشید. لشمک های جهانی مخالف نیستند. در قانون اساسی مان هم بر ضد روده پاشی چیزی نوشته نشده است.
ـ هر وقتی که هوای بهشت به سرمان می زند، برای مان پنجاه کیلو مواد انفجاری داده شود.
ـ سفر خوش! از دوست یک اشاره و از ما به سر دویدن.
ـ مطابق فرمانی که آورده ایم، برای اعتماد سازی، ایجاد حسن نیت و همرنگی با ما، تمام اعضای دولت شما باید یک چشمه شوند، یعنی به افتخار ما یک چشمه برقصند.
ـ ذوق هنری تان را می ستاییم. استراتژی جدید «ایالات متحد لشمکا» از رقص های یک چشمه پشتبانی می کند. اگر اعتماد بیشتر می خواهید، ما حاضریم، یک لنگه برقصیم.
ـ فدراسیون کله بُری در چوکات ادارۀ ملی المپیک فعال شود.
ـ پاچه به کلام تان ، ما کله زیاد داریم.
ـ برای شپش، کیک، مادر کیک، خسک و خرک اجازه داده شود که با اتباع لشمستان وپشمستان رابطۀ مسالمت آمیز داشته باشند.
ـ تشویش نکنید، این شرط شما با سیاست خارجی ما همنواست.
ـ مقر ملل متحد به درۀ سوات انتقال داده شود.
ـ اجازه دهید که این شرط شما را از لشمک های خارجی ـ در اتاق پهلوی مان ـ بپرسم.
ـ و شرط آخر: برای نمایندۀ ما درجلسات شورای امنیت یک تفدانی نقره یی گذاشته شود.
ـ ما با «تف» شما مخالفت نداریم.
ـ برادرا! یک دعای خیر!
|
|