|
پخته پرانک
|
||
|
در گسترۀ طنز و طنز شناسی |
حال و احوال
ـ زلفیه! کجاستی زلفیه! کجا گم شدی؟
ـ این جا در آشپز خانه.
ـ بدو، زود باش این جا بیا، عاجل!
ـ چرا بیقراری، مار گزیدت یا زنبور، که فریاد می زنی؟
ـ دلیل نیاور، بدو که احوال شخصیه ام طغیان کرده!
ـ دو دقیقه صبر کن؛ احوالت را محکم بگیر که خمیر می کنم.
ـ توبه توبه! خمیر تو مهم است یا احوال من!
ـ سرور من ؛ احوالت را سرزنش کن؛ خمیر مشت می کنم، عذرم عقلی است.
ـ عقلت به گور! عقل تو مهم است یا احوال من!
|
|