|
پخته پرانک
|
||
|
در گسترۀ طنز و طنز شناسی |
از گزینۀ طنز پوقانۀ ملی
خریابی
دنبال يك وظيفة آبرومند ميگشتم. ناگهان چشمم به اين اعلان كاريابي افتاد:
«مركز آموزش خرسواري از قديميترين نهادهاي خرچراني در كشور با حضور استادان خركشته چون خروال چُلرزي، خرمل چلفسقل و خرهَندوي چلوسيار، براي تربيه و خدمت به كرّهخران بيتجربه، خرشوندهگان و خركنندهگان بيرشته، تازه به فعاليت آغاز كرده است.
اين مركز شما را با انواع پسلگدي، سپلچنگي، گردنجنگي، جفتكزني، عرزنيهاي مدرن و كلاسيك و خورد و نوش از آخور و توبره آشنا ميكند، و هم برايتان ميآموزاند كه چگونه خرتان را بر بام ببريد.
مركز آموزش خرسواري همچنان براي شركت در بازسازي خرهنگي افغانستان، در فنون خرگا...، خرمالي، خرليسي، خربازي، كرّهزايي و قبركني و كفندوزي براي خرستيزان، شاگرد ميپذيرد.
كساني كه مايل هستند از خر نر، شير بدوشند، حتماً در اين نهاد خرهنگي ثبت نام كنند.
با ما باشيد تا از ما شويد.
نشاني ما:
ميدان خرسواران، كوچة پالاندوزان، ادارة نرخران»
وقتي اين اعلان را تا به آخر خواندم، عرعركنان به نزد رئيس ادارة اصلاحات نرخران دويدم. دو ساعت با هم جفتكپراني كرديم و عر زديم، اما در آخر برايم گفت: «گوسالة محترم! معذرت ميخواهم. شما استعداد خرشدن و خركردن را نداريد. چهار طرفتان آغيل.»
|
|