تبليغاتX
پخته پرانک - تیت و پرک
 
پخته پرانک
 
 
در گسترۀ طنز و طنز شناسی
 

تیت و پَرَک

روباهی درعروسی خرگوش ها دهل می زد و می رقصید. سنگ بقه یی از آن جا می گذشت، پرسید:

ـ از چه وقت به هنر روی آورده ای؟

روباه گفت:

ـ خبر نداری! «مبارزات انتخاباتی» شروع شده است.

***

موش و پشکی،  فاخته یی را شکار کرده بودند و مشغول پوست کندنش بودند. زاغی از بالای درخت پرسید:

ـ چه گپ است که امروز همکاسه شده اید.

هردو همصدا گفتند:

ـ «وحدت ملی» را تمرین می کنیم.

***

 فیلی در هنگام زاییدن ناگهان تخم بر زمین انداخت. اطرافیانش حیرت زده پرسیدند:

ـ ما را شرماندی. چرا تخم زاییدی؟

فیل، خرطومش را بر زمین زد و گفت:

ـ با مرغ ها « ائتلاف» کرده ام.

***

دزدان، نیمه شب به خانه یی هجوم بردند؛ داروندار صاحب خانه را روفتند وبردند. صبحدم، صاحب خانه از یخن سگش گرفت و سرش دادزد:

ـ او شکمبه خور بی غیرت، چرا دیشب عف نزدی، به سر وروی دزدان نپریدی، کجا بودی؟

سگ، دُم ارادت بشورانید و گفت:

ـ در فکر «تغییراستراتژی» بودم.

***

گاوی در آغیلش کنجاره می خورد و چهچه می زد. بزی دروازۀ آغیل را گشود و گفت:

ـ چه بلا به سرت آمده که دنباله رو بلبل شدی؟

گاو، پوزش را از آخور بلند کرد و گفت:

ـ من از طرفداران «جهانی شدن» هستم.

 

 |+| نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم خرداد 1388ساعت 16:45  توسط احسان الله سلام  | 
 
  بالا