|
پخته پرانک
|
||
|
در گسترۀ طنز و طنز شناسی |
فرهنگ فرنی
ـ دیروز کجا بودی؟
ـ دور از جانت به محفل یکی از نامزدان ریاست جمهوری رفته بودم.
ـ قصه کن، برنامه هایش را بیان کرد یا نه؟
ـ به زور خدا، برنامه هایش بسیار شفاف، رهگشا، عالمانه و مزه دار بودند.
ـ در کدام بخش ها؟
ـ مثلاً در بخش مبارزه با هراس افگنی، ده گوسفند چاری را به سیخ و آتش کشیده بود. در ساحۀ تجارت برای دونفر یک غوری قابلی صادر کرده بود. برای رشد زراعت، بحث بادنجان بورانی و سبزی پالک بسیار کار ساز بود.
ـ مالداری چطور؟
ـ در این عرصه به فارم های آشک و منتو توجه شده بود.
ـ در بارۀ فرهنگ هم چیزی داشت؟
ـ سیاست فرهنگیش بسیار فرنی آفرین و کیله آور بود! از این ها که بگذریم، در زمینۀ سیاست خارجی دو طرح سازنده داشت: کولای افغانی و پیپسی پاکستانی.
ـ یادت نرود بگویی که در باب مذاکره و مصالحه با مخالفان چه گفتنی داشت؟
ـ راستش ما ار محل سخنرانی دورترنشسته بودیم، در این مورد تیزتیز چیزی گفت و چیزی زد؛ صدایش را نشنیدیم، اما بویش را تا گردۀ چپ مان حس کردیم. همان بود که آروغ نزده از تالار گریختیم.
تف سیاسی
گل میر و نازک میر از راهی می گذشتند. در کنار جاده زباله یی دیدند بغایت شورآفرین و معده برانداز. دل «نازک میر» به جوش آمد، تف انداخت و شتابان گذشت اما گل میر بی تف و بی صدا از پهلوی زباله رد شد و نفس تازه کرد.
نازک میر حیرت زده پرسید:
ـ نزاکت پیشه یی یا بی بینی، چرا تف نکردی؟
گل میر عذر آورد و گفت:
ـ بر بینیم تهمت مزن. چند ساعت پیش برنامۀ یکی از نامزدان ریاست جمهوری را استشمام کرده ام. ، هر اندازه «تفی» که انبار کرده بودم، در لحظه یی تمام شد.
|
|